ایران یکی از زلزلهخیزترین کشورهای جهان به شمار میرود و در طول تاریخ معاصر بارها شاهد وقوع زمینلرزههای ویرانگر بوده است. این رخدادهای طبیعی، ضعفهای جدی موجود در شیوه طراحی، اجرا و نگهداری ساختمانها را آشکار کرده و خسارات گستردهای به جان و مال مردم وارد ساختهاند. زلزلههایی مانند رودبار و منجیل، بم، ورزقان و کرمانشاه نشان دادند که بخش قابل توجهی از ساختمانهای موجود، توانایی لازم برای تحمل نیروهای لرزهای را ندارند. همین تجربیات تلخ، توجه متخصصان و تصمیمگیران را به ضرورت مقاوم سازی ساختمان و سازه در بافتهای شهری و روستایی جلب کرد.

پس از هر زلزله بزرگ، اهمیت افزایش ایمنی ساختمانها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و رویکردهای جدیدی در زمینه ارزیابی آسیبپذیری سازهها شکل گرفت. مقاوم سازی ساختمان به عنوان راهکاری موثر برای کاهش تلفات انسانی و خسارات اقتصادی، به تدریج جایگاه ویژهای در سیاستهای عمرانی کشور پیدا کرد. بررسی درسهایی که از زمینلرزههای گذشته آموخته شدهاند، میتواند مسیر بهتری برای برنامهریزی، بهبود کیفیت ساخت و افزایش تابآوری سازهها در برابر زلزلههای آینده ترسیم کند. این مقاله به تحلیل همین تجربیات و نتایج آنها در توسعه ایمنی ساختمانها در ایران میپردازد.
از رودبار تا سرپل ذهاب؛ زلزلههایی که ضرورت مقاوم سازی سازه را آشکار کردند
در طول دهههای گذشته، وقوع زلزلههای بزرگ در ایران نقش تعیینکنندهای در افزایش توجه به مقاوم سازی ساختمان و مقاوم سازی سازه داشته است. این زمینلرزهها با آشکار کردن ضعفهای جدی در ساختوساز، به عنوان درسهای عملی و گاه تلخ، مسیر مهندسی زلزله در کشور را تغییر دادهاند. در ادامه، مهمترین زلزلههایی که تأثیر مستقیمی بر گسترش مقاوم سازی ساختمان و مقاوم سازی سازه داشتهاند، بهصورت کوتاه معرفی میشوند.
زلزله رودبار و منجیل (1369)
این زلزله با بزرگای حدود 7٫3 ریشتر یکی از ویرانگرترین زلزلههای قرن اخیر ایران بود. تخریب گسترده ساختمانهای مسکونی، بهویژه سازههای بنایی، نشان داد که نبود ضوابط فنی و اجرای غیراصولی تا چه اندازه خطرناک است. پس از این زلزله، بحث مقاوم سازی ساختمانهای موجود و توجه به رفتار لرزهای سازهها بهطور جدی در محافل تخصصی مطرح شد.
زلزله بم (1382)
زلزله بم نقطه عطفی در تاریخ مقاوم سازی سازه در ایران به شمار میرود. فرو ریختن بخش بزرگی از ساختمانهای شهری و حتی بناهای نوساز، ضعف نظارت و کیفیت اجرا را آشکار کرد. پس از این حادثه، نگاه به مقاوم سازی ساختمان بهعنوان یک ضرورت ملی تغییر یافت و بازنگری آییننامهها و روشهای بهسازی لرزهای سرعت گرفت.
زلزله زرند کرمان (1383)
این زلزله نیز بار دیگر آسیبپذیری ساختمانهای بنایی و روستایی را نمایان ساخت. خسارات این منطقه نشان داد که مقاوم سازی ساختمان در مناطق کمبرخوردار و روستایی نباید نادیده گرفته شود. توجه به مقاوم سازی سازههای ساده و کمهزینه پس از این زلزله افزایش یافت.
زلزله ورزقان و اهر (1391)
وقوع این زلزله در منطقه آذربایجان شرقی، ضعف ساختمانهای روستایی و سازههای فاقد اسکلت مناسب را برجسته کرد. این حادثه اهمیت مقاوم سازی ساختمانهای غیرمهندسی و استفاده از روشهای ساده اما مؤثر مقاوم سازی سازه را یادآور شد.
زلزله سرپل ذهاب (1396)
این زلزله نشان داد که حتی ساختمانهای دارای اسکلت نیز در صورت طراحی یا اجرای نامناسب میتوانند دچار آسیب جدی شوند. پس از این رخداد، توجه به کیفیت مقاوم سازی ساختمان و کنترل دقیقتر فرآیند مقاوم سازی سازهها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.
در مجموع، هر یک از این زلزلهها نقش مهمی در ارتقای دانش فنی، افزایش حساسیت عمومی و توسعه مقاوم سازی ساختمان و مقاوم سازی سازه در ایران داشتهاند و همچنان منبعی ارزشمند برای یادگیری و پیشگیری از خسارات آینده محسوب میشوند.

مقاوم سازی یعنی چه؟
مقاوم سازی به مجموعه اقداماتی گفته میشود که با هدف افزایش ایمنی، پایداری و عملکرد مناسب ساختمانها و سازهها در برابر نیروهای مخرب، بهویژه زلزله، انجام میگیرد. بسیاری از ساختمانهای موجود در ایران پیش از تدوین آییننامههای لرزهای یا بدون رعایت کامل اصول فنی ساخته شدهاند و به همین دلیل در برابر زمینلرزه آسیبپذیر هستند. مقاوم سازی ساختمان تلاش میکند این ضعفها را شناسایی کرده و با روشهای مهندسی، خطر تخریب یا فروریزش را کاهش دهد.
مقاوم سازی سازه تنها به افزایش مقاومت مصالح محدود نمیشود، بلکه شامل بهبود سیستم باربر، افزایش شکلپذیری، کاهش تمرکز تنش و کنترل تغییرمکانها نیز هست. این فرآیند میتواند بر روی ساختمانهای مسکونی، اداری، صنعتی و حتی بناهای تاریخی اجرا شود. هدف اصلی مقاوم سازی ساختمان حفظ جان ساکنان، کاهش خسارات اقتصادی و افزایش تابآوری شهری در برابر زلزله است. امروزه مقاوم سازی سازه به عنوان یک راهکار پیشگیرانه و اقتصادی، جایگاه مهمی در مدیریت بحران و توسعه پایدار شهری دارد.
1. مقاوم سازی با ژاکت بتنی
در این روش، با افزایش ابعاد اعضای سازهای مانند ستونها و تیرها از طریق اضافه کردن بتن مسلح، مقاومت و ظرفیت باربری آنها افزایش مییابد. ژاکت بتنی یکی از رایجترین روشهای مقاوم سازی سازه در ساختمانهای بتنی قدیمی است. این روش باعث افزایش سختی و شکلپذیری اعضا شده و عملکرد آنها را در برابر زلزله بهبود میبخشد. مقاوم سازی ساختمان با ژاکت بتنی معمولاً هزینهبر است اما دوام بالا و سازگاری مناسبی با سازههای موجود دارد و در پروژههای بزرگ کاربرد گستردهای دارد.
2. مقاوم سازی با بادبند و مهاربند
اضافه کردن بادبند فلزی یکی از روشهای مؤثر مقاوم سازی سازه برای افزایش مقاومت جانبی ساختمان است. در این روش، نیروهای ناشی از زلزله از طریق بادبندها به زمین منتقل میشوند و تغییرمکان طبقات کاهش مییابد. مقاوم سازی ساختمان با بادبند بیشتر در سازههای فولادی و حتی برخی ساختمانهای بتنی قابل اجراست. این روش سرعت اجرای بالایی دارد و در بسیاری از موارد بدون تخلیه کامل ساختمان انجام میشود، به همین دلیل از نظر اجرایی بسیار محبوب است.
3. مقاوم سازی با الیاف FRP
استفاده از الیاف پلیمری تقویتشده یکی از روشهای نوین مقاوم سازی سازه به شمار میرود. در این روش، الیاف FRP به سطح اعضای بتنی چسبانده میشوند تا مقاومت خمشی، برشی و شکلپذیری آنها افزایش یابد. مقاوم سازی ساختمان با FRP وزن سازه را افزایش نمیدهد و اجرای آن سریع و تمیز است. این روش بهویژه برای فضاهای محدود و ساختمانهایی که امکان تخریب و بازسازی ندارند، گزینهای بسیار مناسب محسوب میشود.
نتیجه گیری کلی
در مجموع، بررسی تجربه زلزلههای بزرگ ایران نشان میدهد که بیتوجهی به ایمنی ساختمانها میتواند خسارات جبرانناپذیری به همراه داشته باشد. مقاوم سازی ساختمان و مقاوم سازی سازه به عنوان راهکارهایی علمی و عملی، نقش مهمی در کاهش تلفات انسانی و آسیبهای اقتصادی ایفا میکنند. درسهایی که از زمینلرزههای گذشته آموخته شدهاند، اهمیت پیشگیری بهجای واکنش پس از بحران را بهوضوح نشان میدهند. با اجرای اصولی مقاوم سازی ساختمان، ارتقای دانش فنی و نظارت دقیق بر ساختوساز، میتوان تابآوری شهرها را افزایش داد و گامی مؤثر در جهت توسعه ایمن و پایدار کشور برداشت.
.jpg)

0 دیدگاه